احمد مجاهد
مقدمه 45
جوحى ( فارسى )
حكاياتى كه در كتابش آورده است و صاحبان آنها در متون ادب و تاريخ مشخص و معين است ، وى به مردم اصفهان و سده و دستگرد و لرهاى بختيارى اطراف اصفهان نسبت داده است . اينگونه تعصبات تا جايى كه قلب حقايق كند مذموم است و ناپسند . و همچنين است عبيد زاكانى . اكثر حكاياتى كه در باب سادهلوحى قزوينيان در لطائف عبيد آمده است ، مربوط است به احمقان اعراب . نگارنده اينجا اجمالا بگويم كه اكثر لطائف عبيد زاكانى در متون ادب عرب ملاحظه مىشود ، از عبيد فقط ترجمه است با انشاى سليس و شيرين فارسى . اگر روزى لطائف عبيد اجازهء طبع يافت ، اين مدّعا ثابت خواهد شد ، و نگارنده در دست طبع دارد . مطلب ديگر اكثر حكايتهاى اين كتاب ذيل اعرابى آمده است . و اين كلمه جمع عرب نيست بل كه اسم جنس است و جمع آن اعاريب است و به معنى تازيان بيابان باش مىباشد . عذر تقصير اين كتاب در عين اينكه در ميان كتب طنز و هزل و مطايبه جاى خود را دارد ، اما به شرط فراهم بودن وسائل تحقيق بهتر از اين مىتوانست بشود . سالهاست كه رياست كتابخانههاى دولتى در وقت خريد نظر بزرگوارشان از كتابهاى ابن سينا و فخر رازى و سهروردى و ملا صدرا و . . . به پايينتر نمىافتد و كتابهاى طنز و هزل را قابل اعتنا و خريد نمىدانند ؛ در نتيجه كتابخانههاى دولتى از باب كتب طنز بسيار فقير مىباشند . و چون كتابهايى كه در باب نوادر و حكايات جحا و يا ملّا نوشته شده اكثرشان به قطع رقعى و جيبى مىباشد ، مورد توجه مسؤولان خريد كتابخانههاى دولتى نبوده است . همين مقدار كه خوانندگان گرامى پيشرو دارند ، حاصل منابع و مآخذ كتابخانهء شخصى است نه دولتى . اميد است در آينده اگر كتبى كه در باب جحا تأليف شده است و تعدادشان هم كم نيست ، به دست نگارنده رسيد ، به عنوان جلد دوم كتاب حاضر ، تقديم همميهنان گرامى كنم .